ورود اعضا
برای استفاده از امكانات سایت لطفا
نام كاربری و رمز عبور خود را وارد كنید
نام كاربری: *
رمز عبور: *
محاسبه کنید: *
۵ × ۸ =
رمز عبور فراموش شده
ثبت نام سریع
برای ثبت نام اطلاعات زیر را وارد كنید:
توجه: همه موارد * دار الزامی اند
نام كاربری:*
چك نام كاربری
رمز عبور:*
تكرار رمز:*
ایمیل:*
نام:*
نام خانوادگی:*
تلفن: -
موبایل:*
فکس: -
استان:*
شهر: *
آدرس:*
كدپستی:*
جهت ارسال كتاب درج آدرس دقیق الزامیست
از آنجاییكه ارتباط این وبسایت با شما انحصارا از طریق اطلاعات فوق امكان پذیر است حتما نسبت به صحت آنها اطمینان حاصل نمایید
محاسبه کنید: *
۶ × ۹ =
وبسایت کتابسرای اشجع درگاه آنلاین شبکه توزیع و پخش کتاب اشجع بوده که دارای موقعیت جغرافیایی مشخص و مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. با کلیک بر روی دکمه ثبت نام تایید میکنید که مستندات حدود خدمات و مقررات این کتابسرا و حریم خصوصی کاربران را خوانده اید
 
خبرنامه:
به کانال فرهنگی کتاب بازها بپیوندید
     تلگرام  کتاب بازها
اطلاع از آخرین اخبار کتابسرای اشجع
 

فهرست مطالب

۱۰ خرداد ۱۳۹۴
با درود فراوان در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۹۴ از مترجمان دارای سابقه و عضو انجمن مترجمان دعوت شده بود که برای گردهمایی سالانه دور هم جمع شوند. بنده هم حضور داشتم. چه جلسه‌ی پرباری! با بزرگان ...

حکایت همچنان باقیست ... ، فرهاد فرنوش

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
با درود ... دوستان و مخاطبان عزیزم ممنون از همه ی شما که به نمایشگاه کتاب غرفه میکاییل (اشجع)  تشریف آوردید و باعث دلگرمی من شدید. نمایشگاه امسال هم (۱۳۹۴) به لطف خدا با ...

موقعیت ما در نمایشگاه کتاب امسال ، بنفشه اشجع ، مدیر سایت

۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
سلام دوستان کتابخوان عزیز آدرس ما در نمایشگاه کتاب امسال: مصلی. شبستان مرکزی. راهرو ۶ غرفه ۲۲ انتشارات میکائیل تخفیف ما در نمایشگاه ۲۰% است. اگر مشغله ها و روزمرگی زندگی این روزها، ...

شماره ۲۸ وارد زمین بشه ، فرهاد فرنوش

۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
با درود خدمت تمام مخاطبین عزیز   بازهم در یک چشم به هم زدن نمایشگاه بعدی از راه رسید. این بار با شماره ی ۲۸. امیدوارم کتاب های خوبی بخرید و خوب مطالعه کنید و تا شماره ی ۲۹ مشغول ...
۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
سلام دوستان کتابخوان عزیز. کادر کتابسرای اشجع، در زمان برگزاری ۲۸امین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران (بزرگترین رویداد فرهنگی کشور) نه تنها مانند همیشه آماده پاسخگویی هستند بلکه در محل ...

سال آرزوهای خوب ، بنفشه اشجع ، مدیر سایت

۲۹ اسفند ۱۳۹۳
سلام دوستان خوب کتاب سپاسگزارم که در این حراج پایان سال با ما همراه بودید. استقبال اهالی فرهنگ فراتر از تصور بود و مایه دلگرمی، که هنوز بسیارند آنان که با بوی خوش کاغذ و تورق کتاب غریبه نشده ...

نوروز آمد ، فرهاد فرنوش

۲۷ اسفند ۱۳۹۳
با درود نوروز باستانی این بزرگ اصالت آریایی بر همگان مبارک باد.   باشد که امسال سال همه ی ما باشد.   با تشکر فرهاد فرنوش

تا کی می تونیم کتاب با تخفیف بخریم؟ ، بهاری ، پشتیبانی سایت

۲۶ اسفند ۱۳۹۳
سلام آرزو می کنم روزهای آخر سالتون شاد و با آرامش باشه. همه کتابخونها لطفا دقت کنند: تا ساعت ۲۴ روز ۲۸ اسفندماه ۱۳۹۳ میتونید به صورت آنلاین کتابهای مورد نظرتون را با تخفیف های ۳۰ ، ۴۰  ...

هفته آخر جشنواره تخفیف های کتاب ، بهاری ، پشتیبانی سایت

۲۰ اسفند ۱۳۹۳
سلام کتابخونهای خوب با تشکر از حضور و همراهی همه دوستان. تمامی کتابها شامل تخفیف ۳۰ ، ۴۰ و ۵۰  درصدی هستند. در هفته آخر جشنواره تخفیف های کتابسرای اشجع هستیم با توجه به نظرات کاربران ...
۲۰ اسفند ۱۳۹۳
با درود سال ۱۳۸۵ بود و نمایشگاه کتاب در محل دائمی نمایشگاه­های بین المللی تهران برگزار می‌شد.  در اون ایام در رشته‌ی الکترونیک - تهران مشغول تحصیل بودم. اما ...
طبقه بندی موضوعی
☼ برگی از یک کتاب:
آورده اند که پیلی بود باشکوه و هیبت و فر. در همسایگی او چکاوی بر زمین آشیان ساخته بود و بار امانتی که در شکم داشت نهاده و چند روز بر سر آن بنشسته و آن را به آتش دل و سوز جگر می پرورد. هر روز پیل چون به آبخور شدی، گذرش بر آنجا بود. روزی دست پیل بر آشیانه افتاد، نه خایه بماند و نه آشیانه. آن چکاوک درپرید و بریان و نالان بر سر پیل نشست و گفت: ای ملک طاغی، جورپیشۀ ظلم اندیشه، نه از خدای شرم و نه با خلق آزرم؛ آن جگرگوشگان مرا، بی گناهی چرا کشتی؟ آن اسیران قدر و محبوسان جهان نادیده، به پای چرا مالیددی؟ پیل گفت: بیهده مگوی، ما مالیده پای و شکسته دست چنان بسیار داریم و این گردن بدین ستبری از خون بچگان تو گرانبار نخواهد شد. چکاو حکایت شکایت آغاز کرد و بنالید و اشک حسرت فرو ریخت. اما با آن پیل دست در کمر که یارد؟ و کوه از آسیب باد کی کوفته شود؟
اما چکاو چاره ای اندیشید و با دیگر پرندگان رو سوی پیل آورد و با منقارهای چون الماس، قصد چشم پیل کرد. پیل از دست ایشان عاجز ماند. تا اینکه چشم خانۀ او از سیه سپیدی خالی گشت.
چکاو درپرید و گفت: عاقبت ظلم وخیم است. آنچه کشتی درودی و آنچه نهادی برگرفتی و آنچه دادی بازستدی.
داستانی از داستانهای کلیله و دمنه

كلیه حقوق وب سایت محفوظ و متعلق به كتابسرای اشجع است ؛ مجری طرح: اورین سیستم
بازدیدها، تا كنون: ۱۰۰,۷۶۶,۵۱۱ - امروز: ۴۹,۰۵۵