ورود اعضا
برای استفاده از امكانات سایت لطفا
نام كاربری و رمز عبور خود را وارد كنید
نام كاربری: *
رمز عبور: *
محاسبه کنید: *
۳ × ۶ =
رمز عبور فراموش شده
ثبت نام سریع
برای ثبت نام اطلاعات زیر را وارد كنید:
توجه: همه موارد * دار الزامی اند
نام كاربری:*
چك نام كاربری
رمز عبور:*
تكرار رمز:*
ایمیل:*
نام:*
نام خانوادگی:*
تلفن: -
موبایل:*
فکس: -
استان:*
شهر: *
آدرس:*
كدپستی:*
جهت ارسال كتاب درج آدرس دقیق الزامیست
از آنجاییكه ارتباط این وبسایت با شما انحصارا از طریق اطلاعات فوق امكان پذیر است حتما نسبت به صحت آنها اطمینان حاصل نمایید
محاسبه کنید: *
۴ + ۳ =
وبسایت کتابسرای اشجع درگاه آنلاین شبکه توزیع و پخش کتاب اشجع بوده که دارای موقعیت جغرافیایی مشخص و مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. با کلیک بر روی دکمه ثبت نام تایید میکنید که مستندات حدود خدمات و مقررات این کتابسرا و حریم خصوصی کاربران را خوانده اید
 
خبرنامه:
به کانال فرهنگی کتاب بازها بپیوندید
     تلگرام  کتاب بازها
اطلاع از آخرین اخبار کتابسرای اشجع
 

فهرست کتابهای مولف: آنا آخماتووا



طبقه بندی موضوعی
☼ برگی از یک کتاب:
روزی روزگاری شهری کوچک و آرام در حومه فرانسه بود که مردم آن به راحتی و آرامش زندگی می کردند. اگر در این روستا زندگی می کردید متوجه می شدید که چه چیزی در انتظار شماست و من چه می گویم. در این شهر اگر به طور اتفاقی چیزی را فراموش می کردید، برخی آماده بودند که آن را به شما یادآوری کنند. در این شهر اگر چیزی را می دیدید باید تظاهر می کردید که چیزی ندیده اید. و یاد می گرفتید که از زاویه دیگری نیز به مسائل توجه کنید و بیش از حد امیدوار نباشید.
در زمانهای خوشی یا سختی، قحطی یا فراوانی، مردم این شهر بر طبق اعتقادات خودشان روزه می گرفتند تا این که در یک روز زمستانی بادی از شمال وزیدن گرفت...
باد و بوران به شدت جریان داشت... در این شرایط بد هوا، زنی که چمدانی قدیمی در دست داشت و به سختی آن را حمل می کرد، به همراه دختربچه ای که کاپشن قرمز کلاه داری بر تن کرده بود، و ساک کوچکی نیز در دست گرفته بود، به سختی در سربالایی جاده باریک به سمت شهر می آمدند.
وزش باد همچنان ادامه داشت. زن و دختربچه به در کوچکی رسیدند و محکم در زدند. در باز شد و آنان برای پناه گرفتن از سرمای شدید داخل شدند. زن که ویان روشه نام دارشت با موهایی خرمایی و صورتی آرام و معصوم، به صاحبخانه نگاه کرد و نفس نفس زنان گفت: آمده ام در مورد مغازه قنادی صحبت کنم. می خواهم آن مغازه و دو اتاق بالای آن را از شما اجاره کنم...
فیلم نامه شکلات بسیار شیرین و دلچسب است.

كلیه حقوق وب سایت محفوظ و متعلق به كتابسرای اشجع است ؛ مجری طرح: اورین سیستم
بازدیدها، تا كنون: ۱۰۰,۱۸۳,۰۵۴ - امروز: ۴۶,۴۳۳