خبرنامه:
جستجوي سريع: در         » جستجوي پيشرفته


ورود اعضا
براي استفاده از امكانات سایت لطفا
نام كاربري و رمز عبور خود را وارد كنيد
نام كاربري:*
رمز عبور:*
رمز عبور فراموش شده
درخواست رمز عبور
براي بازيابي رمز عبور، نام كاربري و آدرس ايميل خود را وارد كنيد:
نام كاربري:*
ايميل:*
ثبت نام سريع
براي ثبت نام اطلاعات زير را وارد كنيد:
توجه: همه موارد * دار الزامي اند
صفحه کلید در حالت En باشد
نام كاربري:*
  چك نام كاربري
رمز عبور:*
تكرار رمز:*
ايميل:*
نام:*
نام خانوادگي:*
تلفن: -
موبايل:*
فکس: -
استان:*
شهر: *
آدرس:*
كدپستي:*
جهت ارسال كتاب درج آدرس دقيق الزاميست
از آنجاييكه ارتباط اين وبسايت با شما انحصارا از طريق اطلاعات فوق امكان پذير است حتما نسبت به صحت آنها اطمينان حاصل نماييد
محاسبه کنید: * ۶ + ۹ =
وبسایت کتابسرای اشجع درگاه آنلاین شبکه توزیع و پخش کتاب اشجع بوده که دارای موقعیت جغرافیایی مشخص و مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. با کلیک بر روی دکمه ثبت نام تایید میکنید که مستندات حدود خدمات و مقررات این کتابسرا و حریم خصوصی کاربران را خوانده اید
 
به کانال فرهنگی کتاب بازها بپیوندید
     تلگرام  کتاب بازها
اطلاع از آخرین اخبار کتابسرای اشجع
 
 


 

به یاد استاد ... برای استاد ...

● فرهاد فرنوش
چهارشنبه، 20 اسفند 1393

با درود
سال 1385 بود و نمایشگاه کتاب در محل دائمی نمایشگاه­های بین المللی تهران برگزار می‌شد.  در اون ایام در رشته‌ی الکترونیک - تهران مشغول تحصیل بودم. اما علاقه‌ای عجیب به سینما و هنرهای نمایشی ‌از سال‌ها قبل در وجودم حضور داشت. یعنی به طوریکه اسم و زندگینامه‌ی تمام هنرپیشه‌ها و کارگردان‌ها، چه داخلی چه خارجی رو بلد بودم و کلی هم فیلم می‌دیدم. حالا شاید بپرسید چه ربطی به نمایشگاه کتاب داره؟! صبر کنید براتون می‌گم.
بعد از گذر از ترافیک سنگین، به نمایشگاه کتاب رسیدم. غرق تماشای غرفه‌ها و کتاب‌هاشون‌ بودم که در همین حین جمعیت زیادی که مقابل یکی از غرفه‌ها جمع شده بودند نظرم رو جلب کردند.
 دقت کردین وقتی یه جایی جمعیت زیادی جمع می‌شن یا مثلاً تعدادی در خیابان به سمتی خیره شده‌اند‌، طبیعتاً حس کنجکاوی انسان برانگیخته می‌شه و به همون سمت نگاه می‌کنه یا به سمت جمعیت می‌ره که ببینه چه خبره! خلاصه به سمت جمعیت رفتم و قبل از اینکه به اونها برسم با خودم فکر کردم حتماً شاعر یا نویسنده یا مترجمی در غرفه حضور داره. ولی کیه که این همه مردم برای دیدنش سرو دست می‌شکنن. بیشتر تحریک شدم تا اون شخص رو ببینم. به غرفه رسیدم و سعی کردم روی نوک پاهام بایستم تا بتونم بهتر ببینم. یک لحظه تصویر عزیزی رو دیدم. باورم نشد. به هر سختی که بود از لابه‌لای جمعیت جلو رفتم و نزدیکتر شدم. وای خدای من! عزیزترین شخصی که من واقعاً دوستش دارم. استاد بازیگری. بله، استاد عزیزم جناب آقای عزت‌الله انتظامی بودند. وقتی استاد رو دیدم. باور کنید از شوق و خوشحالی نمی‌دونستم چیکار کنم. باز هم جلوتر رفتم تا جایی که نزدیک ایشون رسیدم و با کلی دستپاچگی گفتم:
من (فرهاد فرنوش)(دستپاچه): س‌س‌سلام استاد.
ایشون سرشون پایین بود و مشغول ورق‌زدن کتابی بودند، سرشون رو بالا آوردند و نگاهی به من کردند و گفتند:
استاد عزت‌الله انتظامی:  سلام پسرم.
من (سعی کردم از این فرصت استفاده کنم و به خودم مسلط باشم تا بتونم سوالم رو بپرسم): ببخشید یه سوالی داشتم و در واقع می‌خواستم راهنماییم کنید.
استاد عزت‌الله انتظامی: بفرمایید.
من: مدت‌هاست علاقه زیادی به سینما و فیلم و ... دارم. آیا راهی هست که وارد این عرصه بشم؟ یا اصلاً وارد بشم یا نه؟
استاد عزت الله انتظامی(چند ثانیه‌ای بدون هیچ صحبتی به من خیره شدند و بعد پاسخ دادند): بله هست، چرا که نه... به دنبال تحصیل در این رشته برو و تمرین و ممارست زیادی انجام بده. اما پسرم یک نکته رو یادت نره، کسی که کتاب نخونه و اهل مطالعه نباشه حق نداره پا روی صحنه بذاره.
از استاد خیلی تشکر کردم و در لحظه‌ی خداحافظی ایشون فرمودند بذار یه هدیه بهت بدم. کتابی رو از زندگینامه تاتری خودشون به من هدیه دادند و در صفحه اول اون یادگاری برایم نوشتند.
جمله‌ی استاد بعد از گذشت سال‌ها همچنان برایم تاثیرگذار و قابل تامله. از گفته‌ی ایشون می‌شه به اهمیت کتاب و کتاب‌خوانی پی برد.
راستی استاد عزیزم: عزت الله خان انتظامی خودتان که می‌دانید به نصیحت شما گوش دادم و به دنبال تحصیل سینما و نمایش رفتم. سایتون همیشه مستدام و تنتون سالم.
 
 
 


نظرات کاربران
محاسبه کنید: * ۲ × ۱ =
برای درج کامنت باید عضو سایت باشید


طبقه بندي موضوعي
☼ برگی از یک کتاب:
ایدز چیست؟ منشأ آن کجاست؟ تاریخچه آن در ایران به چه دوران برمی گردد؟ مراحل ابتدایی ابتلا به ویروس ایدز چگونه است؟ چه مدت طول می کشد تا این ویروس به بیماری ایدز تبدیل شود؟ از چه راههایی سرایت می کند؟ چه کسانی بیشتر در معرض ابتلا هستند؟ شیوع آن در میان زنان، مردان و کودکان به چه شکل است؟ نشانه های روانشناسی بیماری ایدز چیست؟ نقش تغذیه در پیشگیری از ابتلا به عفونت ایدز تا چه حد است؟ و ...
به جرئت می توان گفت که بیماری ایدز تنها یک معضل پزشکی و بهداشتی نیست، بلکه ابعاد اجتماعی و اقتصادی زیادی را در بر می گیرد و می تواند سد راهی برای پیشرفت بشر تلقی شود. از طرف دیگر این بیماری مرگبار، متأسفانه هیچگونه واکسن یا درمان قطعی ندارد و هر ساله جان بسیاری از انسانها را می گیرد و احتمال سرایت و آلودگی افراد دیگر را بالا می برد. ویروس ایدز با حمله به سیستم دفاعی بدن، آن را ضعیف می کند و زمینه گسترش کوچکترین عفونتها را فراهم می سازد. با توجه به ناعلاج بودن ایدز، بهترین درمان می تواند پیشگیری باشد.
همه چیز درباره  ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــدز
▼ تبلیغات
ارسال صفحه از طريق ايميل  X  
صفحه: كتابسراي اشجع
نام فرستنده: *
ايميل فرستنده: *
نام گيرنده: *
ايميل گيرنده: *
توضيحات:
محاسبه کنید: * ۳ × ۶ =
 
Ashja Bookstore
صفحه نخست | درباره ما | تماس با ما | سوالات رايج | وبلاگ کارکنان | ارسال کتاب به خارج از ایران | مقررات و حدود خدمات | حريم خصوصي كاربران | فرهنگ آنلاین فارسی عمید | About Ashja Bookstore
وبسايتهاي دلخواه شما | ارسال صفحه به دوست | Google+ كليه حقوق وب سايت محفوظ و متعلق به كتابسراي اشجع است؛ مجري طرح: اورين سيستم
بازديدها، تا كنون: 77,209,184 - امروز: 61,208