خبرنامه:
جستجوي سريع: در         » جستجوي پيشرفته


ورود اعضا
براي استفاده از امكانات سایت لطفا
نام كاربري و رمز عبور خود را وارد كنيد
نام كاربري:*
رمز عبور:*
رمز عبور فراموش شده
درخواست رمز عبور
براي بازيابي رمز عبور، نام كاربري و آدرس ايميل خود را وارد كنيد:
نام كاربري:*
ايميل:*
ثبت نام سريع
براي ثبت نام اطلاعات زير را وارد كنيد:
توجه: همه موارد * دار الزامي اند
صفحه کلید در حالت En باشد
نام كاربري:*
  چك نام كاربري
رمز عبور:*
تكرار رمز:*
ايميل:*
نام:*
نام خانوادگي:*
تلفن: -
موبايل:*
فکس: -
استان:*
شهر: *
آدرس:*
كدپستي:*
جهت ارسال كتاب درج آدرس دقيق الزاميست
از آنجاييكه ارتباط اين وبسايت با شما انحصارا از طريق اطلاعات فوق امكان پذير است حتما نسبت به صحت آنها اطمينان حاصل نماييد
محاسبه کنید: * ۹ + ۳ =
وبسایت کتابسرای اشجع درگاه آنلاین شبکه توزیع و پخش کتاب اشجع بوده که دارای موقعیت جغرافیایی مشخص و مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. با کلیک بر روی دکمه ثبت نام تایید میکنید که مستندات حدود خدمات و مقررات این کتابسرا و حریم خصوصی کاربران را خوانده اید
 
به کانال فرهنگی کتاب بازها بپیوندید
     تلگرام  کتاب بازها
اطلاع از آخرین اخبار کتابسرای اشجع
 
 


 

برادران امیدوار

● فرهاد فرنوش
سه‌شنبه، 12 اسفند 1393

با درود
خاطرم هست چند سال پیش برادر عزیزم فرشاد فرنوش کتاب مهمی را به من هدیه کردند که بسیار از خواندن آن لذت بردم و به هر یک از دوستان و آشنایانم خواندن آن را پیشنهاد دادم. موضوع این بلاگ معرفی همین کتاب است. نام کتاب (سفرنامه‌ی برادران امیدوار) می‌باشد. در ابتدا برادران امیدوار را خدمتتان معرفی می‌کنم.
عیسی امیدوار متولد ۱۳۰۸ و عبدالله امیدوار۱۳۱۰، تهران، منطقه دروازه دولاب. این دو برادر اولین جهانگردان ایرانی هستند که در سال 1333 با یک اتومبیل ژیان و یک موتور‌سیکلت به مدت ده سال دور دنیا سفر کردند و با کوله‌باری از تجربه و خاطرات عجیب و شنیدنی به ایران بازگشتند. این کتاب سفرنامه‌ی این دو مرد بزرگ و پرآوازه می‌باشد. بعد از خواندن کتاب مطلع شدم در کاخ سعدآباد تهران موزه‌ای از سوغات و دستاوردهای آنها وجود دارد. همراه یکی از دوستانم به موزه رفتم و از آن دیدن کردیم. چندین مرتبه کتاب را مطالعه کرده بودم و جزئیات ذکر شده در آن را حفظ بودم. در موزه، راهنما قصد توضیح درباره‌ی عکس‌ها و لوازم مختلف را داشت که متوجه شد من به دوستم همه را دقیق توضیح می‌دهم، به شکلی که انگار من راهنما هستم. خانم راهنما جلو آمدند و به من گفتند : اگر اینقدر به این موزه علاقه دارین، خود آقای امیدوار در موزه حضور دارند.  می‌تونید به اتاق انتهای راهرو برید و با ایشون ملاقات کنید. وای خدای من! خیلی ذوق‌زده شدم و به سرعت من و دوستم خودمان را به انتهای راهرو اتاق ایشان رساندیم. در که باز شد مردی خوش‌ظاهر، خوش‌رو  و دوست‌داشتنی را دیدم. بله آقای عیسی امیدوار بود. خلاصه کلی با ایشان خوش و بش کردم و سوالی پرسیدم.
من (فرهاد فرنوش) : جناب امیدوار لطف می‌کنید یک خاطره برایمان تعریف کنید‌؟
آقای عیسی امیدوار : خاطره که خیلی زیاده اما یکی از جالبترین‌هاش رو براتون می‌گم. چندین شب رو همراه برادرم و یک راهنما در یکی از قبایلی که در جنگل‌های آمازون بود، گذروندیم. اونجا مردمانی داشت به ظاهر خطرناک و به قولی به جزایر آدم‌خوارها معروف بودند. اما ما هیچ بدی از آن‌ها ندیدیم و از همه مهمتر اینکه در واژگانشان واژه‌ای به نام دروغ نداشتند. یعنی اصلاً نمی‌دونستند دروغ و دروغگویی یعنی چی!
من : یعنی شما هیچ دروغی از آنها نشنیدید؟
آقای عیسی امیدوار : به هیچ وجه. همه چیز رو رو راست و بی‌کلک می‌گفتند و همان رو رفتار می‌کردند.  یادم هست یه شب با برادرم خواستیم سر به سرشون بذاریم. برادرم گفت : ما برای شما کلی سوغات آوردیم که همه رو بهتون فردا صبح می‌دیم. اونها باور کردند اما صبح فردا به اون‌ها سوغاتی ندادیم و برادرم گفت به شما دروغ گفتیم‌. اونها گفتند یعنی چی؟ برادرم گفت : یعنی نیاوردیم. آنها پذیرفتند اما دروغ را متوجه نشدند و گفتند خوب دیشب گفتید آوردیم و صبح گفتید نیاوردیم این که مشکلی نیست همین. و بسیاری مثال‌های دیگه.
من : واقعاً جالبه و قابل تامل. آیا عکس یا فیلمی هم از آنها دارید؟
آقای عیسی امیدوار: بله.
خلاصه در حین خداحافظی جناب امیدوار سی دی ارزشمندی را به من هدیه دادند که فیلم مستند سفرهایشان بود.
در آخر اینکه برادرم می‌گفتند فرهاد در استرالیا خیلی از اماکنی که در این سفرنامه ذکر شده را دیدم. و جالبه بدونی در شهر آدلاید، پِرت، گلد کوست و... استرالیا جزایری وجود دارند که میلیون‌ها سال است بکر و دست نخورده باقی مانده‌اند که در این سفرنامه ذکر شده‌اند.
 
* قابل ذکر است آقای عبدالله امیدوار در کشور شیلی زندگی می‌‌کنند.
 
با تشکر
فرهاد فرنوش
 
 


نظرات کاربران
محاسبه کنید: * ۸ × ۳ =
برای درج کامنت باید عضو سایت باشید

فرهاد فرنوش 1393/12/13 23:08
با درود خدمت خانم بهاری محترم
زنده باشین انشاالله

به امید آن روزی که به گفته ی شما صداقت و راستگویی بیشتر و بیشتر شود...
در پناه خداوند
موفق و پایدارنام باشید
فرهاد فرنوش
خانم بهاری 1393/12/13 16:34
سلام آقای فرنوش عزیز
خدا قوت
مطلب جالبی بود
کاش در میان ما آدمهای متمدن شهرنشین عصر حاضر هم دروغ مفهومی نداشت و فقط کمی، شبیه همان مردمی که شما در نوشته خود آوردید بودیم که البته زندگی زیباتر می شد.
ممنون از اینکه وقت گذاشتید و این مطلب را نوشتید
پایدار باشید

طبقه بندي موضوعي
☼ برگی از یک کتاب:
مدیر فروش یک شرکت تولید کفتش در سال 1909 فروشندۀ نمونه اش را که مدرک فوق لیسانس بازرگانی داشت به هندوستان فرستاد. بعد از چند روز فروشنده گزارشی ارسال کرد: «هندی های فقیر کفشهای گران قیمت نمی پوشند» احساس درونی مدیر فروش به او می گفت فرد دیگری را بفرستد که دانش آکادمیکی اش کم، ولی آگاهیش دربارۀ کفش و پشتکارش زیاد باشد. بعد از شش روز گشتن در میان مردم عادی، فروشنده گزارش داد: «هندی های فقیر کفش های گران قیمت نمی پوشند، اما به خاطر شرایط محیط از جمله گرمی و گرد و غبار هوا نیاز به میلیونها جفت کفش دارند»
مسئلۀ اصلی داشتن طرز نگرش درست و یا تکامل آن است.
داستانهایی از "همیشه یک برنده باشید"
▼ تبلیغات
ارسال صفحه از طريق ايميل  X  
صفحه: كتابسراي اشجع
نام فرستنده: *
ايميل فرستنده: *
نام گيرنده: *
ايميل گيرنده: *
توضيحات:
محاسبه کنید: * ۸ × ۲ =
 
Ashja Bookstore
صفحه نخست | درباره ما | تماس با ما | سوالات رايج | وبلاگ کارکنان | ارسال کتاب به خارج از ایران | مقررات و حدود خدمات | حريم خصوصي كاربران | فرهنگ آنلاین فارسی عمید | About Ashja Bookstore
وبسايتهاي دلخواه شما | ارسال صفحه به دوست | Google+ كليه حقوق وب سايت محفوظ و متعلق به كتابسراي اشجع است؛ مجري طرح: اورين سيستم
بازديدها، تا كنون: 77,013,694 - امروز: 29,341