خبرنامه:
جستجوي سريع: در         » جستجوي پيشرفته


ورود اعضا
براي استفاده از امكانات سایت لطفا
نام كاربري و رمز عبور خود را وارد كنيد
نام كاربري:*
رمز عبور:*
رمز عبور فراموش شده
درخواست رمز عبور
براي بازيابي رمز عبور، نام كاربري و آدرس ايميل خود را وارد كنيد:
نام كاربري:*
ايميل:*
ثبت نام سريع
براي ثبت نام اطلاعات زير را وارد كنيد:
توجه: همه موارد * دار الزامي اند
صفحه کلید در حالت En باشد
نام كاربري:*
  چك نام كاربري
رمز عبور:*
تكرار رمز:*
ايميل:*
نام:*
نام خانوادگي:*
تلفن: -
موبايل:*
فکس: -
استان:*
شهر: *
آدرس:*
كدپستي:*
جهت ارسال كتاب درج آدرس دقيق الزاميست
از آنجاييكه ارتباط اين وبسايت با شما انحصارا از طريق اطلاعات فوق امكان پذير است حتما نسبت به صحت آنها اطمينان حاصل نماييد
محاسبه کنید: * ۸ + ۳ =
وبسایت کتابسرای اشجع درگاه آنلاین شبکه توزیع و پخش کتاب اشجع بوده که دارای موقعیت جغرافیایی مشخص و مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. با کلیک بر روی دکمه ثبت نام تایید میکنید که مستندات حدود خدمات و مقررات این کتابسرا و حریم خصوصی کاربران را خوانده اید
 
به کانال فرهنگی کتاب بازها بپیوندید
     تلگرام  کتاب بازها
اطلاع از آخرین اخبار کتابسرای اشجع
 
 


 

طبقه بندي موضوعي
☼ برگی از یک کتاب:
روزی روزگاری شهری کوچک و آرام در حومه فرانسه بود که مردم آن به راحتی و آرامش زندگی می کردند. اگر در این روستا زندگی می کردید متوجه می شدید که چه چیزی در انتظار شماست و من چه می گویم. در این شهر اگر به طور اتفاقی چیزی را فراموش می کردید، برخی آماده بودند که آن را به شما یادآوری کنند. در این شهر اگر چیزی را می دیدید باید تظاهر می کردید که چیزی ندیده اید. و یاد می گرفتید که از زاویه دیگری نیز به مسائل توجه کنید و بیش از حد امیدوار نباشید.
در زمانهای خوشی یا سختی، قحطی یا فراوانی، مردم این شهر بر طبق اعتقادات خودشان روزه می گرفتند تا این که در یک روز زمستانی بادی از شمال وزیدن گرفت...
باد و بوران به شدت جریان داشت... در این شرایط بد هوا، زنی که چمدانی قدیمی در دست داشت و به سختی آن را حمل می کرد، به همراه دختربچه ای که کاپشن قرمز کلاه داری بر تن کرده بود، و ساک کوچکی نیز در دست گرفته بود، به سختی در سربالایی جاده باریک به سمت شهر می آمدند.
وزش باد همچنان ادامه داشت. زن و دختربچه به در کوچکی رسیدند و محکم در زدند. در باز شد و آنان برای پناه گرفتن از سرمای شدید داخل شدند. زن که ویان روشه نام دارشت با موهایی خرمایی و صورتی آرام و معصوم، به صاحبخانه نگاه کرد و نفس نفس زنان گفت: آمده ام در مورد مغازه قنادی صحبت کنم. می خواهم آن مغازه و دو اتاق بالای آن را از شما اجاره کنم...
فیلم نامه شکلات بسیار شیرین و دلچسب است.
▼ تبلیغات
ارسال صفحه از طريق ايميل  X  
صفحه: كتابسراي اشجع
نام فرستنده: *
ايميل فرستنده: *
نام گيرنده: *
ايميل گيرنده: *
توضيحات:
محاسبه کنید: * ۸ × ۲ =
 
Ashja Bookstore
صفحه نخست | درباره ما | تماس با ما | سوالات رايج | وبلاگ کارکنان | ارسال کتاب به خارج از ایران | مقررات و حدود خدمات | حريم خصوصي كاربران | فرهنگ آنلاین فارسی عمید | About Ashja Bookstore
وبسايتهاي دلخواه شما | ارسال صفحه به دوست | Google+ كليه حقوق وب سايت محفوظ و متعلق به كتابسراي اشجع است؛ مجري طرح: اورين سيستم
بازديدها، تا كنون: 77,047,711 - امروز: 20,540